یادداشت عضو هیات علمی دانشگاه با عنوان:

میراث فرهنگی؛ راهبردی موثر در تقویت دیپلماسی فرهنگی در دوران جنگ و پساجنگ

  • 16 May 2026
  • کد خبر: 5386425
  • 113

میراث فرهنگی؛ راهبردی موثر در تقویت دیپلماسی فرهنگی در دوران جنگ و پساجنگ

یادداشت عضو هیات علمی دانشگاه با عنوان:

میراث فرهنگی؛ راهبردی موثر در تقویت دیپلماسی فرهنگی در دوران جنگ و پساجنگ

       به گزارش روابط عمومی دانشگاه مازندران، دکتر حسن هاشمی زرج‌آباد، عضو هیات علمی گروه باستان‌شناسی دانشکده میراث فرهنگی، صنایع دستی  وگردشگری دانشگاه در یادداشتی تحلیلی با عنوان"میراث فرهنگی؛ راهبردی موثر در تقویت دیپلماسی فرهنگی در دوران جنگ و پساجنگ"، که به‌مناسبت «هفته میراث فرهنگی» نگاشته شد، به بررسی نقش و جایگاه میراث فرهنگی در دیپلماسی فرهنگی حاکم بر کشورها پرداخت.

        متن کامل این یادداشت را در زیر مشاهده می‌کنید:

میراث فرهنگی؛ راهبردی موثر در تقویت دیپلماسی فرهنگی در دوران جنگ و پساجنگ

       هفته میراث فرهنگی، فرصتی ارزشمند برای بازاندیشی درباره جایگاه فرهنگ، هویت و تاریخ در حیات سیاسی و اجتماعی ملت‌هاست. در جهان معاصر، میراث فرهنگی دیگر صرفا مجموعه‌ای از آثار تاریخی، بناهای کهن یا آیین‌های سنتی نیست؛ بلکه به یکی از مولفه‌های مهم قدرت نرم، امنیت فرهنگی و دیپلماسی بین‌المللی تبدیل شده است. در شرایطی که بسیاری از کشورها با بحران‌های امنیتی، جنگ‌های منطقه‌ای، افراط‌گرایی و شکاف‌های هویتی مواجه‌اند، میراث فرهنگی می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در حفظ انسجام اجتماعی، تقویت سرمایه نمادین کشورها و بازسازی روابط انسانی ایفا کند. در دهه‌های اخیر، مفهوم «دیپلماسی فرهنگی» به‌عنوان ابزاری برای گسترش نفوذ فرهنگی، ایجاد اعتماد متقابل و کاهش تنش‌های سیاسی مورد توجه جدی قرار گرفته است. پژوهش‌های متعددی نشان می‌دهد که فرهنگ و میراث تاریخی قادرند فراتر از ابزارهای سخت سیاسی و نظامی، در شکل‌دهی به تصویر جهانی کشورها اثرگذار باشند. مطالعات مربوط به قدرت نرم نیز بیانگر آن است که جذابیت فرهنگی و تاریخی ملت‌ها می‌تواند زمینه‌ساز تعاملات پایدار بین‌المللی شود. میراث فرهنگی در شرایط جنگ، کارکردی فراتر از حفاظت از گذشته پیدا می‌کند. در چنین شرایطی، میراث تاریخی به بخشی از حافظه جمعی و عنصر مقاومت فرهنگی ملت‌ها تبدیل می‌شود. بسیاری از جنگ‌ها صرفا نبرد بر سر سرزمین نیستند؛ بلکه تلاشی برای حذف هویت تاریخی و فرهنگی جوامع محسوب می‌شوند. تخریب آثار تاریخی در عراق، سوریه، افغانستان و اخیرا در میهن عزیزمان ایران، نشان داد که نابودی میراث فرهنگی، نوعی جنگ علیه حافظه تاریخی ملت‌هاست. پژوهشگران حوزه میراث فرهنگی تاکید می‌کنند که هدف قراردادن بناهای تاریخی، موزه‌ها و آیین‌های فرهنگی، در حقیقت تضعیف هویت ملی و فروپاشی انسجام اجتماعی را دنبال می‌کند. در چنین فضایی، میراث فرهنگی به عاملی برای تقویت تاب‌آوری اجتماعی تبدیل می‌شود. ملت‌هایی که پیوند عمیق‌تری با گذشته تاریخی خود دارند، در برابر بحران‌ها از قدرت بازسازی بیشتری برخوردارند. حافظه تاریخی مشترک، احساس تعلق ملی را تقویت می‌کند و جامعه را در برابر فروپاشی فرهنگی مقاوم می‌سازد. آیین‌ها، زبان، موسیقی، هنرهای سنتی و آثار تاریخی، عناصر سازنده هویت جمعی‌اند و در دوران بحران می‌توانند امید اجتماعی و همبستگی ملی را حفظ کنند. تجربه بسیاری از کشورها نشان داده است که بازسازی روحیه اجتماعی پس از جنگ، بدون احیای میراث فرهنگی و بازخوانی هویت تاریخی، دشوار خواهد بود. از سوی دیگر، میراث فرهنگی یکی از مهم‌ترین ابزارهای روایت‌سازی ملی در عرصه بین‌المللی است. در جهان امروز، کشورها تلاش می‌کنند روایت تاریخی و فرهنگی خود را در نظام رسانه‌ای و فرهنگی جهان تثبیت کنند. دیپلماسی فرهنگی، بستری برای انتقال این روایت‌هاست و میراث فرهنگی در قلب این فرآیند قرار دارد. ثبت جهانی آثار تاریخی، برگزاری نمایشگاه‌های فرهنگی، تبادلات هنری و همکاری‌های دانشگاهی، همگی بخشی از سازوکارهای دیپلماسی فرهنگی محسوب می‌شوند. بسیاری از کشورها از ظرفیت میراث تاریخی برای افزایش اعتبار بین‌المللی، جذب گردشگری فرهنگی و ارتقای جایگاه سیاسی خود بهره می‌گیرند. نمونه‌هایی مانند بهره‌گیری چین از میراث جاده ابریشم در سیاست فرهنگی بین‌المللی یا نقش یونسکو در بازسازی میراث فرهنگی عراق، نشان‌دهنده اهمیت روزافزون میراث فرهنگی در معادلات جهانی است.

       در این میان، مفهوم «میراث دیپلماتیک» یا Heritage Diplomacy نیز به‌عنوان حوزه‌ای جدید در مطالعات فرهنگی و روابط بین‌الملل مطرح شده است. این رویکرد، بیان می‌کند که میراث فرهنگی تنها متعلق به گذشته نیست، بلکه ابزاری برای شکل‌دهی به آینده روابط بین ملت‌هاست. پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد که دیپلماسی میراث فرهنگی می‌تواند در کاهش تنش‌های سیاسی، ایجاد گفت‌وگو میان فرهنگ‌ها و حتی بازسازی اعتماد پس از جنگ نقش‌آفرین باشد. این دیدگاه، میراث فرهنگی را نه فقط یک دارایی ملی، بلکه سرمایه‌ای انسانی و جهانی تلقی می‌کند که ظرفیت صلح‌سازی و همگرایی بین‌المللی دارد. یکی دیگر از ابعاد مهم میراث فرهنگی در دوران جنگ و پساجنگ، مساله«میراث درد» یا Dark Heritage است. این مفهوم به مکان‌ها و یادمان‌هایی اشاره دارد که یادآور جنگ، خشونت و رنج انسانی‌اند. پژوهشگران معتقدند که چنین میراثی می‌تواند به ابزاری برای گفت‌وگوی تاریخی و جلوگیری از تکرار خشونت تبدیل شود. موزه‌های جنگ، یادمان‌های قربانیان و سایت‌های تاریخی مرتبط با فجایع انسانی، ضمن حفظ حافظه تاریخی، نقش مهمی در آموزش صلح و بازسازی هویت جمعی دارند. در واقع، بازخوانی انتقادی گذشته می‌تواند به شکل‌گیری فرهنگ صلح و همزیستی کمک کند.

        ایران به‌عنوان یکی از کهن‌ترین تمدن‌های جهان، از ظرفیت عظیمی در حوزه میراث فرهنگی برخوردار است. تنوع قومی، زبانی و فرهنگی ایران در کنار هزاران اثر تاریخی، میراث ناملموس، هنرهای سنتی و آیین‌های بومی، سرمایه‌ای راهبردی برای تقویت دیپلماسی فرهنگی کشور محسوب می‌شود. ثبت جهانی آثار ایرانی در یونسکو، حضور هنر و معماری ایرانی در حافظه تمدنی جهان و جایگاه زبان و ادبیات فارسی، فرصت‌های مهمی برای تعامل فرهنگی با ملت‌ها فراهم کرده است. در شرایطی که جهان با بحران‌های هویتی و گسترش خشونت مواجه است، فرهنگ ایرانی ـ اسلامی می‌تواند پیام‌آور گفت‌وگو، عقلانیت و همزیستی فرهنگی باشد. بحران، از آسیب‌پذیرترین حوزه‌های تمدنی محسوب می‌شود. حمله به برخی مراکز تاریخی و فرهنگی ایران در جریان جنگ اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی بر علیه ایران، نگرانی‌های گسترده‌ای را در میان نهادهای علمی، فرهنگی و بین‌المللی ایجاد کرد. تجربه جنگ‌ها در منطقه نشان داده است که آسیب به آثار تاریخی و میراث فرهنگی، صرفا تخریب چند بنای فیزیکی نیست، بلکه حمله به حافظه تاریخی، هویت تمدنی و سرمایه فرهنگی ملت‌ها به شمار می‌آید. بر همین اساس، کنوانسیون‌های بین‌المللی از جمله کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه، حفاظت از میراث فرهنگی در زمان مخاصمات مسلحانه را بخشی از مسوولیت مشترک جامعه جهانی دانسته‌اند. در چنین شرایطی، صیانت از میراث فرهنگی ایران نه‌تنها یک ضرورت فرهنگی، بلکه بخشی از امنیت ملی و اقتدار نرم کشور محسوب می‌شود. در این چارچوب، دانشگاه‌ها و مراکز علمی، نقشی کلیدی بر عهده دارند. دانشگاه صرفا نهادی آموزشی نیست؛ بلکه یکی از مهم‌ترین بازیگران تولید گفتمان فرهنگی و اجتماعی است. اعضای هیات علمی، پژوهشگران و دانشجویان می‌توانند با پژوهش‌های علمی، تولید محتوا، برگزاری نشست‌های تخصصی و توسعه همکاری‌های بین‌المللی، به تقویت گفتمان میراث فرهنگی کمک کنند. امروز بیش از هر زمان دیگری، ضرورت دارد که دانشگاه‌ها به مساله میراث فرهنگی به‌عنوان بخشی از امنیت فرهنگی و سرمایه ملی توجه کنند. توسعه مطالعات میان‌رشته‌ای در حوزه میراث فرهنگی، دیپلماسی فرهنگی، تاریخ، رسانه و علوم اجتماعی می‌تواند زمینه‌ساز سیاست‌گذاری‌های موثر در این عرصه باشد. همچنین در دوران پساجنگ، دانشگاه‌ها قادرند در فرآیند بازسازی فرهنگی و اجتماعی نقش موثری ایفا کنند. تجربه کشورهایی که جنگ‌های طولانی را پشت سر گذاشته‌اند نشان می‌دهد که بازسازی زیرساخت‌های فیزیکی بدون بازسازی هویت فرهنگی، به صلح پایدار منجر نمی‌شود. در چنین شرایطی، میراث فرهنگی به ابزاری برای ترمیم حافظه جمعی، بازآفرینی اعتماد اجتماعی و تقویت گفت‌وگوی ملی تبدیل می‌شود. نخبگان دانشگاهی می‌توانند با تبیین علمی اهمیت میراث فرهنگی، افکار عمومی را نسبت به ضرورت حفاظت از این سرمایه تاریخی آگاه سازند.

       در نهایت باید تاکید کرد که میراث فرهنگی، صرفا یادگار گذشته نیست، بلکه بنیانی برای آینده ملت‌هاست. در جهانی که جنگ‌ها و بحران‌ها بیش از هر زمان دیگری هویت فرهنگی جوامع را تهدید می‌کند، حفاظت و بازآفرینی میراث فرهنگی به ضرورتی راهبردی تبدیل شده است. دیپلماسی فرهنگی مبتنی بر میراث تاریخی، می‌تواند زمینه‌ساز تقویت همبستگی ملی، افزایش اعتبار بین‌المللی و گسترش گفت‌وگوی میان ملت‌ها باشد. بی‌تردید، توجه به میراث فرهنگی، نه یک اقدام نمادین، بلکه بخشی از سیاست‌گذاری کلان فرهنگی و امنیت نرم کشورهاست.

چو ایران نباشد تن من مباد                                         بدین بوم و بر زنده یک تن مباد
 "حکیم ابوالقاسم فردوسی"

دکتر حسن هاشمی زرج‌آباد

عضو هیات علمی گروه باستان‌شناسی دانشکده میراث فرهنگی، صنایع دستی  وگردشگری دانشگاه

روابط عمومی دانشگاه مازندران

​​​​​​​