با هدف بررسی پیامدهای مذاکرات پاکستان منتشر شد:

یادداشت عضو هیات علمی دانشگاه با عنوان بررسی علل تاکید ج.ا.ایران بر توافق صلح پایدار​​​​​​​

  • 12 Apr 2026
  • کد خبر: 5239309
  • 377

یادداشت عضو هیات علمی دانشگاه با عنوان بررسی علل  تاکید ج.ا.ایران بر توافق صلح پایدار​​​​​​​

با هدف بررسی پیامدهای مذاکرات پاکستان منتشر شد:

یادداشت عضو هیات علمی دانشگاه با عنوان بررسی علل  تاکید ج.ا.ایران بر توافق صلح پایدار​​​​​​​

       به گزارش روابط عمومی دانشگاه مازندران، دکتر رضا اختیاری امیری، عضو هیات علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی، در یادداشتی تحلیلی به بررسی اجمالی رویکرد امنیتی پیش دستانه رژیم صهیونیستی اسرائیل و تاکید جمهوری اسلامی ایران بر توافق صلح پایدار پرداخت.

       متن این یادداشت تحلیلی به شرح زیر می‌باشد:

رویکرد امنیتی پیش دستانه رژیم صهیونیستی اسرائیل و تاکید ج.ا.ایران بر توافق صلح پایدار

تجاوزات نظامی رژیم صهیونیستی اسرائیل به ایران طی چند ماه گذشته سبب تشدید الگوی «تعارض و خصومت» در روابط آنها شده است. تجاوز نظامی اخیر این رژیم، که با مشارکت ایالات متحده آمریکا انجام پذیرفته، سبب تحمیل خسارات شدیدی به ج.ا.ایران شده است. علی رغم این خسارات گسترده و صدمات وسیع، ایران پیشنهادات گوناگون « توافق آتش بس بلند مدت» را تاکنون نپذیرفته است و در عوض بر توافق صلح دائمی تاکید داشته است. با توجه به این انگاره، این سوال مطرح می گردد که چرا ج.ا.ایران پیشنهادات توافق آتش بس بلندمدت را هرگز مورد پذیرش قرار نداده و در عوض بر توافق صلح پایدار و تضمین شده تاکید دارد؟ در پاسخ می توان بیان داشت با توجه به این که الگوی رفتاری اسرائیل مبتنی بر نوعی «رویکرد امنیتی پیش دستانه» است، بنابراین این رژیم هیچ گونه التزام و پایبندی به توافق آتش بس بلند مدت ندارد و در صورت لزوم مجددا علیه ایران اقدام نظامی انجام خواهد داد.

اهداف راهبردی اسرائیل در قبال تهدید ایران

همانگونه که برخی از ناظران اشاره دارند، تجاوزات نظامی به ایران بیش از آن که متاثر از سیاست ایالات متحده باشد، بیشتر از منویات و خواست رژیم صهیونیستی تاثیر پذیرفته است؛ در حقیقت لابی های صهیونیستی نقش مهمی در تحریک واشنگتن در این جنگ افروزی داشته اند. از منظر اسرائیل تهدید ایران یک تهدید وجودی و معتبر است که می بایست آن را مرتفع ساخت. ادراکات استراتژیست ها و نخبگان سیاسی اسرائیل بدین گونه قالب بندی شده است که ایران، برخلاف کشورهای عربی که در دهه های گذشته با این رژیم وارد جنگ شدند، از منابع مادی و معنوی قدرتمندی جهت تهدید موجودیت این رژیم برخوردار می باشد.  به همین دلیل، طی چند دهه گذشته، بویژه حدود دو دهه اخیر، تمرکز راهبردی اسرائیل بر مبنای تقابل همه جانبه با ایران، حتی تقابل نظامی، قرار گرفته است. در همین راستا، به نظر می رسد که تل آویو چند هدف مهم را از این جنگ دنبال می کند: نخست، از بین بردن منابع قدرت نظامی و اقتصادی ایران برای یک دوره حداقل میان مدت؛ دوم، کاهش عمق استراتژیک ایران و  تضعیف به اصطلاح «هلال مقاومت»؛ سوم، ایجاد گسل سیاسی با هدف انزوای منطقه ای ایران بویژه در میان اعراب؛ چهارم، پیشبرد و  تکمیل پروژه ائتلاف عبری- عربی علیه ایران از طریق تشدید و گسترش دامنه جغرافیایی جنگ.    

 

پایداری ایران و تغییر راهبرد اسرائیل از تغییر رژیم به دولت فروپاشیده

سیاست های رژیم صهیونیستی طی چند سال اخیر مبین این واقعیت است که بقای اسرائیل و بطور خاص دولت نتانیاهو پیوند وثیقی با «حفظ و تداوم ناامنی» در ژئوپلیتیک خاورمیانه دارد. به نظر می رسد که عملیات 7 اکتبر 2023 حماس علیه اسرائیل، همانند حادثه 11 سپتامبر که برای آمریکا فرصت سازی کرد، مستمسک لازم را برای نتانیاهو جهت پیشبرد اهداف منطقه ای بویژه تحقق دکترین «زدن سر اختاپوس» (یعنی ایران) فراهم ساخت. اکنون مشخص گردیده است که اصرار نتانیاهو در برابر انکار ایران در رابطه با همدستی تهران با حماس، در حقیقت در راستای عملیاتی کردن دکترین فوق بوده است. در ابتدا این گونه به نظر می رسید که  سیاست «تغییر رژیم» بتواند منویات تل آویو را در رابطه با این دکترین محقق کند. اما پایداری ایران و پاسخ نظامی متقابل و موثر آن بهمراه حضور میدانی مردم و پشتیبانی آنها از سیاست های حاکمیت، این واقعیت را برای اسرائیل مسجل ساخت که در شرایط فعلی امکان تغییر رژیم منتفی می باشد؛ هر چند بطور کامل از دستور کار خارج نشده است. بر همین اساس، نخبگان این رژیم تصمیم گرفته اند تا بر فروپاشی رژیم تمرکز کرده و با تشدید حملات به زیرساخت های مختلف کشور، ایران را در صورت امکان به یک «دولت فروپاشیده» تبدیل کنند که قادر به کنترل و مدیریت کشور نباشد. بر همین مبنا، سیاست تشدید جنگ موازات با ممانعت از تحقق دیپلماسی صلح پایه، در دستور کار این رژیم قرار گرفت.

عدم پذیرش آتش بس بلند مدت و تاکید ایران بر توافق صلح پایدار

الگوی رفتاری نتانیاهو و کابینه امنیتی آن طی تحولات اخیر خاورمیانه بویژه در رابطه با محور مقاومت و به طور خاص در رابطه با جنگ اول تحمیلی اسرائیل علیه ایران حاکی از آن است که توافق آتش بس بلند مدت صرفا یک فضای تنفس نظامی برای این رژیم ایجاد کرده و فرصت لازم را جهت بازسازی قوای نظامی آن جهت تجاوز مجدد فراهم می سازد. این سیاست منطبق با راهبرد به اصطلاح « چمن زنی» اسرائیل می باشد؛ که مبتنی بر حملات نظامی «پیش دستانه» ادواری با هدف از بین بردن دشمنانی است که در صدد بازیابی قدرت خود هستند. نقض مکرر توافق آتش بس این رژیم با حماس و همچنین در رابطه با حزب الله لبنان تصدیق کننده این واقعیت میدانی است. اظهارات نتانیاهو مبنی بر این که« اسرائیل تا ابد با شمشیر زندگی خواهد کرد» می تواند مبنای اصل بی اعتمادی ایران به این رژیم جنگ طلب باشد. بر همین اساس است که نخبگان تصمیم ساز ایران تاکید دارند که هیچ گونه توافق آتش بس بلندمدت را هرگز نمی پذیرند و تنها یک توافق صلح پایدار و تضمین شده را مورد پذیرش قرار می دهند؛ به همین جهت حتی تهدیدات متناوب ترامپ هم نتوانسته است تردیدی در این تصمیم ایجاد کند. بنابراین، به نظر می رسد که علیرغم تداوم جنگ و صدمات گسترده آن، اتخاذ این سیاست در شرایط کنونی عقلانی باشد؛ مگر این که پیشنهادات منطقی تر و مطلوب تری بطور مستقیم یا غیر مستقیم از سوی واشنگتن و تل آویو یا میانجی ها ارائه گردد. البته با توجه به ویژگی آنارشیک حاکم بر نظام بین الملل، در صورت تداوم تخاصمات و تقابل های ژئوپلیتیکی بین دو طرف، امکان نقض توافق صلح پایدار نیز دور از انتظار نمی باشد.  

رضا اختیاری امیری

عضو هیات علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی

روابط عمومی دانشگاه مازندران​​​​​​​

اشتراک گذاری