اخبار > بررسی دلایل عدم توفیق فارغ‌التحصیلان زبان روسی در پاسخگویی به نیازهای جامعه و صنعت



  چاپ        ارسال به دوست

یادداشت تحلیلی عضو هیات علمی دانشگاه مازندران با موضوع:

بررسی دلایل عدم توفیق فارغ‌التحصیلان زبان روسی در پاسخگویی به نیازهای جامعه و صنعت

 

 

 

 

 

 

یادداشت تحلیلی عضو هیات علمی دانشگاه مازندران با موضوع:

بررسی دلایل عدم توفیق فارغ‌التحصیلان زبان روسی در پاسخگویی به نیازهای جامعه و صنعت

       به گزارش روابط عمومی دانشگاه مازندران، دکتر پیمان گلستان عضو هیات علمی و مدیر گروه زبان روسی دانشگاه مازندران در یک یادداشت علمی- تحلیلی، به بررسی دلایل عدم توفیق فارغ‌التحصیلان زبان روسی در پاسخگویی به نیازهای جامعه و صنعت پرداخت.

       متن کامل این یادداشت را در زیر مشاهده می‌کنید:

 

بررسی دلایل عدم توفیق فارغ‌التحصیلان زبان روسی در پاسخگویی به نیازهای جامعه و صنعت

 

یکی از مهمترین نیازهای اولیه‌ انسان پس از برطرف‌کردن احتیاجات شخصی، انتقال صحیح و موثر اطلاعات طی فرایند ارتباطی است. همان‌طور که وقایع و حوادث به صورت خبر منتقل می‌‌‌‌شوند؛ به همین ترتیب تفکرات، احساسات، طرز تلقی‌ها، آرزوها، ترس‌ها و نگرانی‌های آدمی ‌‌‌‌نیز به واسطه‌ ارتباط کلامی ‌‌‌‌‌از فردی به فرد دیگر قابل  انتقال است. برقرارى ارتباط، از نظر هدف و روش، به شکل واحدى صورت نمى‌پذیرد و بسته به این‌که از ابزارهای زبانی در این فرایند استفاده شود یا خیر، به انواع"ارتباطات کلامی[1]‌‌‌" و "ارتباطات غیر کلامی[2]‌‌‌" قابل تقسیم هستند.

"ارتباطات کلامی‌‌‌" نه تنها در برگیرنده‌ ارتباطات گفتاری بین گویش‌وران یک جغرافیای زبانی است، بلکه هرگونه تعامل با هدف تبادل اطلاعات(گفتاری یا نوشتاری) را نیز شامل می‌‌‌‌گردد. شاید به‌کارگیری زبان در روند زندگی روزمره را بتوان خاص‌ترین شکل تعامل بین مردمان یک سرزمین‌ دانست. به عبارت دیگر، زبان نه تنها مهم‌ترین وسیله ارتباطی انسان است، بلکه به‌عنوان ابزاری برای درک و تفکر شناخته می‌شود. هدف اصلی ارتباطات کلامی ‌‌‌‌از زمان پیدایش بشر، تبادل انواع مختلفی از اطلاعات است که در طول تاریخ، بیش از هر چیز به یمن وجود زبان در جوامع بشری تحقق یافته است. هر چند بشر به موازات استفاده از زبان، همواره در تلاش برای به‌کارگیری ابزارهای کمکی ارتباطی برای تبادل اطلاعات بوده است. بر پایه نظریه‌ رومن یاکوبسن[3]، ادیب و زبان‌شناس ساختارگرا، شمای یک تعامل کلامی ‌‌‌‌‌را می‌‌‌‌توان در طرح زیر به تصویر کشید:

 

زبان روسی و آموزش آن در ایران

زبان روسی از زبان‌های اسلاو شرقی و از خانواده‌ زبان‌های هندو اروپایی است که به الفبای سیریلیک نوشته می‌شود. روسی، زبان رسمی کشور فدراسیون روسیه و هشتمین زبان دنیا از لحاظ تعداد گویش‌ور است. زبان روسی به عنوان ابزار اصلی ارتباطی بین کشورهای اوراسیا و تمام جمهوری‌های مستقل همسو به‌جا مانده از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی است. این زبان یکی از 6 زبان کاری سازمان ملل متحد، یونسکو و دیگر سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی است.

همسایگی ایران با کشور فدراسیون روسیه، اهمیت فعال‌سازی تعاملات فرهنگی، اقتصادی، نظامی و سیاسی، هم‌چنین لزوم پاسخ به نیاز کشور به تربیت کادر مترجمان و هیات‌های علمی دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی کشور را می‌‌‌‌توان از دلایل تاسیس رشته زبان روسی در ایران ذکر کرد. در حال حاضر 12 کرسی زبان روسی در دانشگاه‌های ایران در سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری به آموزش زبان روسی مشغول به فعالیت هستند.

هرچند آموزش زبان روسی در ایران قدمتی طولانی دارد و تلاش‌های زیادی نیز طی سالیان اخیر در راستای بهبود کیفی آموزش زبان روسی در ایران در جریان است، با این وجود به نظر می‌‌‌‌رسد به دلیل وجود پاره‌ای از مشکلاتی که مورد توجه قرار نگرفته، هنوز تا شرایط مطلوب فاصله زیادی وجود دارد. با نگاهی آسیب‌شناسانه به ناکارامدی آموزش زبان روسی در ایران می‌توان برخی از چالش‌های اصلی در این روند را برشمرد: عدم آشنایی دانشجویان نو ورود زبان روسی با این زبان در مقاطع پیشین تحصیلی، عدم تناسب سرفصل‌ درسی دوره‌ کارشناسی با نیازهای کنونی جامعه، عدم تناسب محتوای آموزشی کتب درسی زبان روسی با نیازهای مخاطبان فارسی زبان، کافی نبودن ساعات تخصیص داده‌شده به آموزش مهارت‌های زبانی و ترجمه، عدم امکان استفاده از دوره‌های مهارت‌افزایی ضمن تحصیل، کمبود امکانات آموزشی و کمک آموزشی در دانشگاه‌ها.

در زیر به اختصار به بررسی موارد یادشده می پردازیم:


 

1-        عدم آشنایی دانشجویان نو ورود با زبان روسی در مقاطع پیشین تحصیلی

پیش زمینه‌ ذهنی زبان‌آموز عبارت است از مجموعه اطلاعاتی که او در مورد زبانی که مطالعه می‌‌‌‌کند از پیش در ذهن دارد. بر پایه نظریات زبان‌شناختی، درصورتی که آموزش هر زبان خارجی زیر سن بحرانی[4] آغاز گردد، فرایند فراگیری زبان دوم هنوز حالتی ناآگاهانه و نتایجی همچون فراگیری زبان مادری در بر خواهد داشت؛ اما پس از طی این دوره‌ طلایی و در سنین بزرگسالی با پدیده‌ آموزش زبان دوم مواجه هستیم. تحقیقات نشان می‌دهد، چنان‌چه سن زبان‌آموز در آموزش زبان دوم کمتر باشد، زنجیره‌ تکانه‌های عصبی برای ایجاد مدارهای مغزی، بیشتر و اثر شناختی‌ فرایند آموزش بلندمدت خواهد بود. بر اساس این فرضیه، چنانچه آموزش زبان روسی نیز در مقاطع پایین‌تر تحصیلی آغاز گردد، تصویر ذهنی دقیق‌تر و جامع‌تری از آن ‌‌‌‌‌در ذهن زبان‌آموز نقش می‌‌‌‌بندد. با دریافت این اطلاعات مقدماتی و پایه‌ای در مقاطع پیشین، دانشجویان علاقه‌مندی که برای آموزش زبان روسی به مقطع کارشناسی آموزش زبان روسی دانشگاه‌ها وارد می‌‌‌‌شوند، هم‌چون دانشجویان زبان‌های انگلیسی و عربی می‌توانند در تکمیل توانش و کنش زبانی گامی فراتر نهند؛ اما وضعیت فعلی دانشجویان زبان روسی کاملا متفاوت است. بدین معنا که دانشجویان در اکثر مواقع بدون داشتن هیچ پیش زمینه‌ ذهنی به آموزش زبان روسی از حروف الفبا مبادرت می‌ورزند. این در حالی است که بازار کار از فارغ‌التحصیل این زبان توقع دارد تا همچون فارغ‌التحصیلان زبان‌هایی هم‌چون انگلیسی و عربی، پس از اتمام دوره‌ کارشناسی بر حداقل سطح مهارت‌های ارتباطی مسلط باشد که خود چالش بزرگی در روند آموزش به شمار می‌آید.

 

2-        عدم تناسب سرفصل‌ درسی دوره‌ کارشناسی با نیازهای کنونی کشور

نتایج مطالعات در خصوص میزان اقبال زبان‌آموختگان زبان روسی در پاسخ به نیازهای جامعه نشان می‌‌‌‌دهد که شمار بالایی از فارغ‌التحصیلان دوره‌های کارشناسی با مشکلات جدی در خواندن، درک و فهم محتوای شنیداری و هم‌چنین هنگام صحبت‌کردن و نوشتن در موقعیت‌های واقعی و روزمره مواجه هستند.

چنان‌چه بازار کنونی کار در ایران به‌درستی نیازسنجی شود، در‌می‌‌‌‌یابیم که عمده نیاز آن معطوف مترجمان شفاهی و کتبی در زمینه‌های مشترک همکاری بین ایران و روسیه است و این درحالی است که در سرفصل فعلی مقطع کارشناسی زبان روسی، واحدهای درسی مربوط به آموزش مهارت‌های زبانی و ترجمه در مقایسه با سایر دروس تخصیص‌یافته به دانش انتزاعی زبان و ادبیات به‌شدت کم‌رنگ است. زبان‌آموزی که هنوز شاکله‌ زبان روسی در ذهنش نقش نبسته و در به‌کار‌گیری مهارت‌های کلامی در ارتباطات روزمره‌ خود ناکام است، چگونه می‌‌‌‌تواند از زیبایی آثار نظم و نثر به زبان روسی بهره ببرد؟ سرفصل جدید و بازنگری‌شده دوره کارشناسی زبان روسی که اتفاقا بیشترین تعداد فارغ‌التحصیلان را دارد و بر اساس طرح تجمیع وزارت عتف هم تهیه و تدوین گردیده، متاسفانه ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ ﺷﺮاﻳﻂ و ﻧﻴﺎزﻫﺎي ﺟﺎﻣﻌﻪ امروز نبوده، همچنین ﺗﻮازن و پیوستگی ﻣﻨﻄﻘﻲ نیز در تعداد و محتوای دوره‌های آموزشی کارشناسی، ﻛﺎرﺷﻨﺎﺳﻲ ارﺷﺪ و دﻛﺘﺮي به چشم نمی‌خورد.  

3-        عدم تناسب محتوای آموزشی کتب درسی زبان روسی با نیازهای مخاطبان فارسی زبان

       نیازسنجی، یکی از مولفه‌های مهم در تدوین محتوای آموزشی است که درپی یافتن خواسته­ها، علایق و سلیقه‌های موجود جامعه‌ امروزی ‌و تعیین فاصله‌ این انتظارات با امکانات، مهارت‌ها و توانایی‌های دانش آموختگان در رشته‌های مختلف است. اگر نخواهیم آرمانی نگاه کرده و محتوای آموزش زبان روسی را آن‌گونه که شایسته است برای گویش‌وران زبان‌های مورد استفاده در استان‌های مختلف ایران به صورت کتاب‌ها و دوره‌های آموزشی خاص، تنظیم و تدوین نماییم؛ حداقل می‌‌‌‌بایست این مهم را برای گویش‌ور فارسی زبان به عنوان گویش‌ور زبان رسمی به انجام برسانیم. متاسفانه درحال حاضر اکثر کتاب‌های آموزشی که حتی در روسیه هم به رشته‌ تحریر در آمده‌اند و حتی آنهایی که برای آموزش زبان روسی به غیر روس زبان‌ها طراحی شده‌اند، برای آموزش زبان‌آموزان فارسی‌زبان ویژه نشده‌‌اند. در صورت پافشاری بر استفاده از منابع موجود، انتقال زبانی[5] از زبان مادری به جای این‌که به عنوان عامل مثبتی در آموزش زبان روسی به کار گرفته شود بیشتر به سدی در راه آموزش تبدیل شده و  به «انتقال منفی» یا «تداخل زبانی[6]» می‌‌‌‌انجامد.  

4-        کافی نبودن ساعات تخصیص داده‌شده به آموزش مهارت‌های زبانی و ترجمه

کودک به طور طبیعی در سنین پیش از دبستان با دو مهارت گفتاری(شنیدن و صحبت کردن) و طی آموزش‌های دوره‌ ابتدایی با مهارت نوشتاری(خواندن و نوشتن) آشنا می‌‌‌‌شود که در شکل‌گیری تعامل وی با جهان بیرون نقش اساسی ایفا می‌‌‌‌نماید؛ لیکن چالش پیش رو در آموزش بزرگسالان و در محیط غیر زبانی این است که یادگیری این چهار رکن ارتباطی، کمابیش به موازات یکدیگر آغاز شده و به پیش می‌رود. در چنین شرایطی چنانچه حداقل حجم لازم از محتوای درسی به آموزش این چهار مهارت تخصیص داده نشود، نتیجه‌ای جز انباشت حجمی ‌‌‌‌‌از اطلاعات زبانی بلااستفاده و در بهترین حالت، شکل‌گیری مهارت‌های دریافتی(شنیدن و خواندن) و نه تولیدی(صحبت کردن و نوشتن) توسط زبان‌آموز را در بر نخواهد داشت. از این‌رو لازم است تا با هدف تربیت دانشجویانی که در نهایت بتوانند از عهده‌ وظایف ارتباطی برآمده و تجلی عملی دانش انتزاعی زبان را درک نمایند، می‌بایست حجم قابل ملاحظه‌ای از محتوای آموزشی در دوره‌ کارشناسی به موازات آموزش دانش زبانی به آموزش مهارت‌های یادشده اختصاص یابد. 

 

5-        عدم امکان استفاده از دوره‌های مهارت‌افزایی ضمن تحصیل

به واسطه‌ حضور در دوره‌های مهارت افزایی، دانشجو عملا درگیر چالشی جدی برای احراز شغل، حرفه و کسب و کار می‌گردد و یا کارایی و توانایی خود را در انجام وظایف تحصیلی بهبود می بخشد.[7] چنان‌چه دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی در راستای آشنایی زبان‌آموزان با بازار کار و صنعت امکاناتی جهت بسترسازی و حمایت از حضور زبان‌آموزان در دوره‌های عملی فراهم آورند، کمک بسزایی به هم‌سوسازی دانش نظری اکتسابی و مهارت‌های کاربردی آنها خواهد نمود.

دانشجویان به مدد رویکرد کاربردی در آموزش‌های عملی، با سطح  مهارت‌هایی که انتظار می‌رود از آن برخوردار باشند آشنا می‌شوند. از این دوره‌ها به خوبی می‌‌‌‌توان به عنوان ابزاری برای یادگیری مکمل بهره جست. برگزاری دوره‌های یادشده موجب می‌گردد تا فارغ‌التحصیلان محجور و ناتوان کنونی به سطحی از مهارت‌های عملی دست یابند که بتوانند به راحتی پاسخگوی نیازهای جامعه بوده و به شکل پارهوقت جذب بازار کار شوند. از مزایای برگزاری دوره‌های مهارت‌افزایی زبان‌آموزی این است که جریان یک طرفه‌ انتقال اطلاعات در کلاس‌های دانشگاهی تبدیل به فضای تعاملی می‌گردد و دانشجو امکان دریافت بلافاصله‌ بازخورد مثبت و منفی از عملکرد خود را می‌یابد. ایجاد تدریجی اعتماد به نفس در کنار سایر عوامل انگیزشی حین گذراندن دوره‌های مهارت‌افزایی، موجب ایجاد علاقه‌مندی بیشتر در زبان‌آموزان برای پیگیری مشتاقانه‌تر دروس ارایه‌شده دانشگاهی خواهد شد.

 


 

6-        کمبود امکانات آموزشی و کمک آموزشی در دانشگاه‌ها

هرچند ممکن است طراحی فضا و اجرای مورد نیاز کلاس‌های آموزش زبان‌های خارجی با توجه به نیازهای آموزشی، کمی کمال‌گرایانه به‌نظر برسد، لیکن نقش محوری و کلیدی لابراتوارهای مجهز و بروزشده با واقعیت‌های افزوده و هوش مصنوعی برای بازآفرینی محیط زبانی، که از نیازهای مبرم در آموزش زبان‌های خارجی است را نمی‌‌‌‌توان نادیده انگاشت. به‌کارگیری لابراتوار زبان، این امکان را در اختیار اساتید قرار می‌دهد تا از فشار کلاس آموزشی به میزان قابل توجهی کاسته و کلاس را به شکل تعاملی تک به تک با زبان‌آموز پیش ببرند. در این شکل از آموزش، استاد درگیر نظارت مستقیم بر اجرای گام به‌گام و پیوسته اهدف و محتوای آموزشی و هم‌زمان با آن، انتخاب محتوای جدید در روند یک یادگیری موفقیت‌آمیز خواهد شد. وجود تجهیزات لابراتواری و فناوری‌های ارتباطی نوین، محیط آموزشی را به فضای آموزشی ‌استاندارد و درخور نیازهای آموزش زبان خارجی بدل خواهد کرد.

 

 

با عنایت به موارد فوق و با نگاهی اجمالی به نقاط قوت و ضعف آموزش زبان روسی به عنوان زبان دوم در ایران، می‌‌‌‌توان نتیجه گرفت که این مسیر علی‌رغم موفقیت‌های کسب‌شده در سال‌های اخیر، کماکان با چالش‌های جدی روبروست که آمادگی در مواجهه با آن‌ها، مستلزم بررسی آسیب‌شناسانه و  متعاقبا تغییر در برخی از اهداف، محتوا و رویکردهای آموزشی است.

در پاسخ به این سوال مهم که چرا فارغ‌التحصیلان ایرانی زبان روسی علی‌رغم حدود 4 سال آموزش مستمر در دوره‌ کارشناسی و حتی کارشناسی ارشد به حداقل سطح مهارت‌های ارتباطی مورد نیاز بازار کار دست نمی‌‌‌‌یابند؛ ضروری به نظر می‌‌‌‌رسد تا در سیاست‌گذاری‌های آموزش زبان روسی در ایران بازنگری و تجدید نظر کارشناسی صورت پذیرد.

در زیر، راهکارهای آموزشی پیشنهادی برای موارد اشاره‌شده در متن را مورد بررسی قرار می‌دهیم:

از آنجا که هرچه سن شروع به آموزش در زبان‌آموزی کمتر باشد روند آموزش، سریعتر و درک مفاهیم زبانی عمیق‌تر خواهد بود در این خصوص می‌توان کارگروهی ویژه با همکاری وزارت آموزش و پرورش و وزارت عتف به صورت مشترک برای ایجاد مدارس زبان روسی و تدریس زبان روسی در مقاطع پیش دانشگاهی اقدام نمود.

سرفصل آموزشی فعلی جهت دستیابی به آموزش مهارت‌محور به جای آموزش گرامرمحور یا ترجمه‌محور با نگاه مخاطب فارسی‌زبان، نیازمند بازنگری و اصلاح است. در سرفصل آتی بایسته است تا درخصوص افزایش میزان تخصیص ساعات درسی به دروس مهارت‌های کلامی(گفتاری و نوشتاری) توجه ویژه‌ای مبذول گردد.

نظر به این‌که نیروی انسانی توانمند و واجد مهارت‌های لازم همچون موتور محرکه‌ توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور محسوب می‌گردد، ایجاد و گسترش دوره‌های مهارت افزایی ضمن تحصیل به‌منظور ارتقای صلاحیت حرفه‌ای زبان‌آموزان، کسب تجربه ترجمه، افزایش توان عملکردی و افزایش شانس اشتغال پس از فارغ التحصیلی را می‌توان در کنار برنامه‌ آموزش دانشگاهی رشته‌ زبان روسی گنجانید. دانشجویان با حضور در دوره‌های یادشده قادر خواهند بود به موازات دریافت دانش زبانی، سطح مهارت‌های ارتباطی زبان روسی خود را به‌میزان قابل توجهی ارتقا دهند. بدین‌ترتیب، آموزش جنبه کاربردی پیدا می‌‌‌‌کند و دانشجویان درمی‌‌‌‌یابند که به‌موازات تحصیل دانش نظری زبان، می‌‌‌‌توانند با بسترهای احتمالی اشتغال خود آشنا گردند. در شرایط کنونی گروه‌های آموزشی زبان روسی مجبور هستند برای جبران این کمبود نسبت به برگزاری سخنرانی و کارگاه‌های آموزشی اهتمام ورزند.

در نهایت، به‌کارگیری راهکارهای مناسب برای رفع چالش‌های پیش روی آموزش زبان روسی، مستلزم الگوبرداری سنجیده و مناسب از روش‌ها و برنامه‌های آموزشی موفق در کشور روسیه و دیگر کشورها در زمینه‌"آموزش زبان روسی به عنوان زبان خارجی[8]" می‌تواند الهام بخش و راهگشا باشد؛ در عین حال، جهت‌گیری آموزش زبان روسی متناسب با نیازهای جامعه و بازار کار نیز می‌تواند به نحو شایسته‌ای درخدمت استفاده‌ حداکثری از ظرفیت‌ها و قابلیت‌های موجود درجهت ارتقای کیفی آموزش زبان روسی در ایران به‌کار بسته شود.

 

 

 



[1] - Verbal communication

[2]  - Nonverbal communication

[3] - Roman Osipovich Jakobson

[4] - critical period

[5] - transfer

[6] - interference

[7] - کنوانسیون آموزش فنی و حرفهای، یونسکو، 1989: نیکویی، 1377

[8] - Teaching Russian as a Foreign Language (RFL)



دانلود فايل : بررسي_دلايل_عدم_توفيق_فارغ_التحصيلان_زبان_روسي_در_.pdf ( 757KB )


٠٩:٥٦ - دوشنبه ٢٩ دی ١٣٩٩    /    شماره : ٢٧٧٧٤    /    تعداد نمایش : ٤٢٤٠